یادداشت شماره 6: Objectives and key results (OKR)

یادداشت شماره 6: Objectives and key results (OKR)

11:09:59 2021/07/10


«راهکار مدیریتی که کمک می‌کند تا شرکت اطمینان حاصل کند که تلاش‌ هایش در سراسر گستره سازمان، بر روی جهت گیری و موضوعات مهم متمرکز بوده و منجر به پیشبرد اهدف و عملکرد شده است»

این مدل از مدیران و صاحبان کسب و کارها می‌خواهد که برای تک تک اعضای سازمان، هدف تعیین کنند تا کارکنانشان بدانند که چگونه می‌توانند سازمان را در جهت گیری مناسب و رسیدن به اهدف خود یاری دهند. گوگل راز موفقیتی دارد که هر فرد و هر شرکتی با استفاده از آن می تواند به موفقیت برسد. این راز موفقیت OKR یا اهداف و نتایج کلیدی نام دارد.گوگل از جمله شرکت‌های پیشروست که اغلب برای تعیین اهداف بلندپروازانه و پیگیری پیشرفت مجموعه در آن از اهداف و نتایج کلیدی یا همان مفهومOKR استفاده می‌کند.اما معنای اهداف و نتایج کلیدی در مدل  OKR چیست؟

   OKR ها ذاتاً سازمان ها را به تلاش بیشتر دعوت می کنند تا کمی بیشتر از آنچه که فکر می کردند (نواندیشی در فلسفه بودن) ممکن است بیرون بیایند. تلاش کنند و رشد کنند.  OKR در واقع یک روش مدیریت هدف، برای شرکت‌های بلند پرواز و با رشد بالا است. وقتی سازمان اهداف خود را به صورت منظم و اولویت‌بندی‌شده معرفی می‌کند، اعضا خیلی آسان می‌فهمند که باید به چه مسائلی توجه کنند و چه مسائلی را در اولویت‌های بعدی قرار دهند. در حال حاضر کسب و کارها با مشکل بزرگی به نام عدم تمرکز و بی‌نظمی روبرو هستند. مدل OKR این قدرت و توانایی را دارد که کسب و کارها را هدفمندتر کند و بهره‌وری آن را به میزان قابل توجهی افزایش دهد.

OKR هم برای افراد ، هم برای شرکت های کوچک و هم برای شرکت های مختلف با اندازه های بزرگ می تواند مفید و موثر باشد. در تعریف مفهوم OKR ، چشم انداز ، ماموریت و فلسفه وجودی شرکت را فراموش نباید فراموش کرد . چیزی که سازمان‌ها معمولا هنگام شروع کار و آشنایی با مفهوم OKR فراموش می‌کنند، بیان صریح ماموریت و چشم‌انداز شرکت است. اساسا اجرای یک برنامه OKR موفق بدون این دو امکان‌پذیر نیست.

OKR ها از سه جز تشکیل شده است:

        هدف: می‌خواهیم به چه چیزی برسیم.

        نتایج کلیدی: چگونه بدانیم که به هدف رسیده‌ایم.

        وظایف: در مورد دستیابی به هدف چه کاری باید انجام دهیم.

  OKRها می‌توانند به تیم‌ها و افراد کمک کنند تا از منطقه امن خود خارج شوند، کار را در اولویت قرار دهند و هم از موفقیت و هم از شکست درس بگیرند.  وقتی این مدل در سازمان پیاده شود، اعضا و کارکنان می‌توانند دقیقاً به وظایف خود نسبت به سازمان و نقشی که در موفقیت یک کسب و کار ایفا می‌کنند، پی ببرند. از طرفی مطالعات نشان می‌دهد که وقتی کارکنان هدف مشخصی داشته باشند و بدانند که دقیقاً باید چه کارهایی را انجام دهند، عملکرد و کارایی بهتری از خودشان بروز خواهند داد.

سیستم OKR اهداف و نتایج کلیدی را برای تک‌تک اعضای سازمان تعریف می‌کند و افراد می‌توانند خیلی دقیق به اهداف و نتایج کلیدی مربوط به خودشان پی ببرند و بدانند که باید چه زمانی، چه کاری را انجام دهند. وقتی اعضای سازمان می‌دانند که دارند سازمان را به اهداف اصلی خود نزدیک می‌کنند، مسلماً موثرتر عمل خواهند کرد. در واقع می توان جمع بندی کرد که این مدل خود رویکردی ساختارمند و موثر در زمینه پیشبرد عملکرد سازمانی بحساب می آید .

تهیه مطلب : حمید رضا خدمتگزار

0 0 رأی
امتیاز مقاله
اشتراک
اطلاع رسانی
guest
0 دیدگاه
Inline Feedbacks
نمایش همه دیدگاه ها
  • آخرین نوشته ها

  • موضوعات

  • خدمات

  • 0
    لطفاً نظرات خود را با ما در میان بگذاریدx